تبليغاتX
تنهاامید

آرمان قرآني رسول خدا(ص)ـ البتّه آرمان‌هاي اين جهاني‌اش و جايگزيني اسلام به عنوان دين آخر به جاي همة اديان، ظهور دين حق بر همة اديان و برانگيختن مردم به اقامة قسط و عدل است. اين آرمان‌ها نه در عهد رسول‌الله(ص)، بلکه در آخرالزّمان به سرپرستي امام عصر(عج) و به ياري مؤمنان برگزيده انجام مي‌شود. بنابراين آن مؤمنان نه فقط مستمع رسالت که مبعوثان رسول براي رساندن رسالت به غايت خويشند، امّا به راستي دشمنان اين رسالت و آرمان‌هاي الهي آن کيستند؟
 

آرمان قرآني رسول خدا(ص)ـ البتّه آرمان‌هاي اين جهاني‌اش و جايگزيني اسلام به عنوان دين آخر به جاي همة اديان، ظهور دين حق بر همة اديان و برانگيختن مردم به اقامة قسط و عدل است. اين آرمان‌ها نه در عهد رسول‌الله(ص)، بلکه در آخرالزّمان به سرپرستي امام عصر(عج) و به ياري مؤمنان برگزيده انجام مي‌شود. بنابراين آن مؤمنان نه فقط مستمع رسالت که مبعوثان رسول براي رساندن رسالت به غايت خويشند، امّا به راستي دشمنان اين رسالت و آرمان‌هاي الهي آن کيستند؟



ادامه مطلب:


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در   پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391;ساعت  23:50;  توسط  مریم;  | 



حجت الاسلام محمد هادي مفتح، فرزند شهيد مفتح که از اساتيد برجسته حوزه علميه قم و موسس راديو معارف است روزي در کلاس درسمان در حوزه علميه قم اين خاطره شنيدني را تعريف کرد:


روزي خدمت آيت الله بهجت رسيدم، از قبل براي زيارت ايشان در منزلشان وقت گرفته بودم. خودم را به آنجا رساندم اما ديدم وزير آموزش و پرورش وقت جناب آقاي مظفر و گروهي خدمت آيت الله بهجت رسيده اند. من ناراحت شدم و در اطاقي ديگر با آقازاده ايشان نشستم و صحبت کردند.

وقتي ميهمانان منزل حضرت آقا را ترک کردند، در اندروني خدمت آيت الله بهجت رسيدم ولي ديگر قصد نداشتم مسأله ام را با ايشان مطرح کنم و به همين خاطر مباحث ديگري را مطرح کردم. ولي آقاي بهجت جواب سوالاتي که به خاطر آنها به منزل ايشان رفته بودم را بدون طرح سوال آنها از سوي من پاسخ دادند و گفتند: حرف هايي که ما مي زنيم قبل از اين که بيان کنيم به گوش امام زمان عج الله مي رسد.


استاد مفتح مي فرمودند من از اين مسأله خوشحال و متعجب شدم. ايشان گفتند اين جريان براي من در سال 1377 رخ داد.

+ نوشته شده در   سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391;ساعت  17:2;  توسط  مریم;  | 


به گفته «امین الدین طبرسى‏» دانشمند بزرگ ما: «مشهور در روایات شیعه این است كه حضرت فاطمه زهرا (علیها السلام) در سال پنجم بعثت‏بیستم جمادى الاثانى در شهر مكه متولد گردید،و هنگام وفات پیغمبر (صلى الله علیه و آله) هیجده سال و هفت ماه داشته است. (1)

پیشواى محدثین شیعه ثقة الاسلام كلینى دركتاب شریف «كافى‏» نیز مى‏نویسد: ولادت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) دختر پیغمبر (صلى الله علیه و آله) پنجسال بعد از بعثت آن حضرت اتفاق افتاد. (2)

مؤلف «كشف الغمه‏» على بن عیس اربل دانشمند مطلع به نقل از «ابن خشاب بغدادى، متوفى به سال 567 ه در كتاب «تاریخ موالید و وفیات اهلبیت عصمت‏» به اسناد خود از امام محمد باقر (علیه السلام) روایت مى‏كند كه فرمود: «فاطمه علیها السلام پنجسال بعد از آشكار شدن نبوت پیغمبر و نزول وحى، متولد گردید، در وقتى كه قریش خانه كعبه را مى‏ساختند. و چون آن حضرت وفات. یافت هیجده سال و هفتادو پنج روز از سن مباركش مى‏گذشت. (3)

از آنجا كه قریش پنجسال قبل از بعثت‏به تعمیر خانه خدا پرداختند، احتمال مى‏رود كه راوى، كلمه «قبل از آشكار شدن نبوت پیغمبر » را به (بعد) اشتباه گرفته باشد،و چنانكه بعضى گفته‏اند سن حصرت هنگام وفات 23 سال بوده، ولى دردنباله حدیث كه تصریح مى‏كند حضرت 18 سال بوده، ولى در دنباله حدیث كه تسریح مى‏كند حضرت 18 سال و 75 روز داشته این احتمال را سست مى‏گرداند. مگر اینكه بگوئیم این نتیجه‏گیرى هم از راوى بوده است.

سن حضرت زهرا  (علیها السلام) را تا 28 سال هم گفته‏اند ولى مشهور همان قول اول است كه مسطور گردید.

البته باید توجه داشت كه در حدیث معتبر پیغمبر فرموده است: رشد دخترم فاطمه، هر سال آن به اندازه رشد دو سال دختران دیگر بوده است، و با این توصیف ازدواج حضرت فاطمه زهرا (علیها السلام) با على (علیه السلام) در سن 9 سالگى كه از لحاظ تناسب اندام و عقل و درایت در حد دختر 18 ساله بوده هیچ اشكالى ایجاد نمى‏كند، بخصوص كه از زندگانى كوتاه آن حضرت و شخصیت ممتازش به خوبى پیدا است كه او دختر استثنائى بود، و سایر دختران را نمى‏توان به آن وجود مقدس مقایسه نمود.

شیعه و سنى روایت كرده‏اند كه پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله) بارها دخترش فاطمه زهرا (علیها السلام) را در حضور مهاجر و انصار «بانوى بانوان جهان از آغاز خلقت تا پایان روزگا» و «بهترین زنان جهان‏» و «بهترین زن بهشتى‏» خواند. (4) و این بزرگترین افتخارى است كه به نقل شیعه و سنى نصیب یك زن در عالم شده است.

و هم در احادیث فریقین آمده است كه هر وقت‏حضرت زهرا (علیها السلام) به حضور پدرش پیغمبر خدا مى‏رسید، حضرت به احترام او برمى‏خاست، و دست او را مى‏بوسید.

عایشه همسر پیغمبر (صلى الله علیه و آله) مى‏گوید: «هرگاه فاطمه وارد مى‏شد بر پیغمبر (صلى الله علیه و آله) حضرت از جا برمى‏خاست و سر او را مى‏بوسید، و در جاى خود مى‏نشانید.

در كششف الغمه از كتاب «معالم العتره‏» حافظ عبدالعزیز جنابذى دانشمند بزرگ عامه نقل مى‏كند كه عایشه گفت: هیچ كس را در گفتار شبیه‏تر از فاطمه به پیغمبر ندیدم. هرگاه وارد مى‏شد بر پیغامبر(صلى الله علیه و آله) حضرت به احترام وى برمى‏خاست ودست او را مى‏گرفت و مى‏بوسید، و در جاى خود مى‏نشانید.

و هم عایشه مى‏گوید: هر وقت پیغمبر به شوق بهشت مى‏افتاد فاطمه را مى‏بوسید و مى‏بوئید و مى‏فرمود: بوى بهشت را از فاطمه استشمام مى‏كنم. و مى‏افزود: فاطمه سرآمد زنان بهشت است. فاطمه انسانى آسمانى است.! (5)

پى‏نوشتها:

1- ( اعلام الورى، باب فضائل حضرت زهرا سلام الله علیها)

2- ( اصول كافى، ج 1 ص 457)

3- ( كشف الغمه فى معرفة‏الائمة ج 1 ص 449)

4- ( اما ابنتى فاطمة فهى سیدة نساء العالمین،من الاولین و الاخرین،فاطمة خیر نساء العالمین، فهى حوراء انسیة و خیر نساء اهل الجنة.)

5- ( نگاه كنید به اعلام الوراى طبرسى - باب ششم، و كشف الغمه اربلى، باب فضائل فاطمه زهرا علیها السلام، و فضائل الخمسه، من الصحاح السته.)

منبع:

تاریخ اسلام صفحه 171

على دوانى

+ نوشته شده در   جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391;ساعت  14:32;  توسط  مریم;  | 

مشاهده و تجربه این معنا را ثابت كرده كه مرد و زن دو فرد، از یك نوع و از یك جوهرند، جوهرى كه نامش انسان است، چون تمامى آثارى كه از انسانیت در صنف مرد مشاهده شده، در صنف زن نیز مشاهده شده است، (اگر در مرد فضائلى از قبیل سخاوت، شجاعت، علم خویشتن دارى و امثال آن دیده شده در صنف زن نیز دیده شده است)آنهم بدون هیچ تفاوت، بطور مسلم ظهور آثار نوع، دلیل بر تحقق خود نوع است، پس صنف زن نیز انسان است، بله این دو صنف در بعضى از آثار مشتركه(نه آثار مختصه از قبیل حامله شدن و امثال آن)از نظر شدت و ضعف اختلاف دارند ولى صرف شدت و ضعف در بعضى از صفات انسانیت، باعث آن نمى‏شود كه بگوئیم نوعیت در صنف ضعیف باطل شده و او دیگر انسان نیست.و با این بیان روشن مى‏شود كه رسیدن به هر درجه از كمال كه براى یك صنف میسر و مقدور است‏براى صنف دیگر نیز میسور و ممكن است و یكى از مصادیق آن استكمالهاى معنوى، كمالاتى است كه از راه ایمان به خدا و اطاعت و تقرب به درگاه او حاصل مى‏شود، با این بیان كاملا روشن مى‏شود كه در افاده این بحث، بهترین كلام و جامع‏ترین و در عین حال كوتاه‏ترین كلام همین عبارت: "انى لا اضیع عمل عامل منكم من ذكر او انثى بعضكم من بعض"است و اگر خواننده محترم این كلام را با كلامى كه در تورات در این باره وارد شده مقایسه كند برایش روشن مى‏گردد كه قرآن كریم در چه سطحى است و تورات در چه افقى!.

در سفر جامعه تورات آمده: من و دلم بسیار گشتیم(من با كمال توجه بسیار گشتم) تا بدانم از نظر حكمت و عقل جرثومه شر یعنى جهالت و حماقت و جنون چیست، و كجا است؟

دیدم از مرگ بدتر و تلخ‏تر زن است كه خودش دام و قلبش طناب دام است و دستهایش قید و زنجیر است تا آنجا كه مى‏گوید من در میان هزار نفر مرد یك انسان پیدا مى‏كنم، اما میان هزار نفر زن یك انسان پیدا نمى‏كنم.

بیشتر امتهاى قدیم نیز معتقد بودند كه عبادت و عمل صالح زن در درگاه خداى تعالى پذیرفته نیست، در یونان قدیم زن را پلید و دست‏پرورده شیطان مى‏دانستند، و رومیان و بعضى از یونانیان معتقد بودند كه زن داراى نفس مجرد انسانى نیست و مرد داراى آن هست و حتى در سال 586 میلادى در فرانسه كنگره‏اى تشكیل شد تا در مورد زن و اینكه آیا زن انسان است‏یا خیر بحث كنند!، بعد از بگومگوها و جر و بحثهاى بسیار، به این نتیجه رسیدند كه بله زن نیز انسان است اما نه چون مرد انسانى مستقل، بلكه انسانى است مخصوص خدمت كردن بر مردان، و نیز در انگلستان تا حدود صد سال قبل زن جزء مجتمع انسانى شمرده نمى‏شد، و خواننده عزیز اگر در این باب به كتابهائى كه در باره آراء و عقاید و آداب ملت‏ها نوشته شده مراجعه كند به عقایدى عجیب بر مى‏خورد.

منبع: كتاب: ترجمه المیزان، ج 4، ص 140

نویسنده: علامه طباطبایى

+ نوشته شده در   جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391;ساعت  14:27;  توسط  مریم;  | 

داورى ائمه معصومين علیه السلام در ميان كليميان با توراتشان، و در ميان مسيحيان با انجيلشان است و اين به معناى به رسميت شناختن يهوديت و مسيحيت پس از آمدن اسلام نيست، بلكه از نظر اسلام، دين انحصار به اسلام دارد و هر كس با آيينى جز اسلام به خداوند تقرب كند از او پذيرفته نخواهد شد، لكن حضرت مهدى ارواحنا له الفداء براى اتمام حجت و رفع عذر، باپيروان همه اديان، با كتاب هاى آسمانى خودشان بحث و محاجه مى كند و نويدهاى موجود دركتاب هاى هر آيينى را كه از آمدن آن مصلح جهانى خبر داده اند به آن ها ياد آورى مى كند. هركس ايمان بياررد از او مى گذرد وهركس پس از شناخت حق و اثبات حقيقت بر كفر و الحاد خود اصرار بورزد، به سزاى خود مى رسد.

امام باقر علیه السلام مى فرمايند: چون قائم ما قيام كند در ميان اهل تورات با تورات، در ميان اهل انجيل با انجيل، در ميان اهل زبور با زبور و در ميان اهل قرآن با قرآن داورى مى كند. ثروت هاى روى زمين و گنج هاى درون آن از تمام نقاط جهان به سوى او گرد مى آيد. [1] امام صادق علیه السلام مى فرمايند: چون قائم آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم فرمانروا شود، در ميان مردم به حكم حضرت داوود علیه السلام داورى مى كند و نيازى به شاهد و گواه نخواهد داشت.در هر موردى، خداوند حكم واقعى را به او الهام مى كند و او بر اساس علم خود قضاوت مى نمايد. [2]

حكم داورى اين گونه است كه داور به علم خود داورى كند و مطالبه شاهد نكند و هنگامى كه به داور از طرف خداوند چنين علم قطعى داده شود و مصونيت او از لغزش، از طرف خداوند بيمه شود، هيچ مانعى ندارد و جاى شگفت نيست زيرا امام باقر علیه السلام فرمايند:خداى تبارك و تعالى برتر والاتر از آن است كه اطاعت بنده اى را بر همگان واجب كند، ولى چيزى از دانش هاى زمين و آسمان ها را از او پوشيده بدارد. [3]

امام باقر علیه السلام فرمود: حضرت قائم ارواحنا له الفداء احكام و قضاوت هايى دارد كه حتى برخى از ياران و كسانى كه در ركابش شمشيرها زده اند، به آن احكام اعتراض مى كنند و آن قضاوت حضرت آدم است و حضرت نيز گردن معترضان را مى زند. سپس به روش ديگرى قضاوت مى كند كه قضاوت حضرت داود علیه السلام است، ولى گروه ديگرى از يارانش اعتراض مى كنند و حضرت گردن آنان را نيز مى زند. براى بار سوم، حضرت به شيوه حضرت ابراهيم علیه السلام قضاوت مى كند و باز هم گروهى از يارانش كه در ركابش شمشير زده اند اعتراض مى كنند و حضرت آنان را نيز اعدام مى كند. آن گاه حضرت به روش محمد صلی الله علیه و آله و سلم رفتار مى كند و ديگر كسى بر حضرت اعتراض نمى كند. [4]


************


[1] بحار الانوار ج 1 5 ص 29 غيبة نعمانى ص 124.

[2] ارشاد مفيد ص 344 بحار الانوار ج 052 ص 9 1 3 و 339.

[3] اصول كافى ج ا ص 262.

[4] بحارالانوار ج 52 ص 389 اثبات الهداة ج 3، ص 585.

+ نوشته شده در   شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391;ساعت  1:12;  توسط  مریم;  | 

از ويژگى هاى دوران حكومت حضرت مهدى ارواحنا له الفداء رواج بركت است. علاوه بر آنكه خداوند، بركت را از آسمان فرو مى فرستد [1] چشمه سارها مى جوشد وزمين، چند برابر محصول مى دهد[2] درباره بركت محصولات روايات مختلفى آمده است: يك دانه انار، چندين نفر را سير مي كند [3] و يك خوشه انگور را چندين نفر مى خورند [4]و سير مي گردند.

يك كشاورز از هر مَن گندم، صد من محصول به دست مى آورد[5]همان گونه كه خداوند فرمود: در هر سنبلى صد دانه به عمل مى آيد و خداوند براى هركس كه اراده نمايد، زيادتر. [6] درختان بار مي گيرند و بركت ها فراوان مي گردد[7] و اما درباره بركت در عمر و نيروى انسان ها نيز روايات مختلفى آمده است، از جمله اين كه: مردم در سايه فرمان روايى او، عمرى دراز خواهند داشت، به گونه اى كه براى هر شخص، هزار فرزند متولد مى شود. [8]توان و نيروى هر يك از شيعيان حضرت، برابر با نيروى چهل مرد مي گردد [9] و مؤمنان، مانند پاره هاى آهن مي گردند. [10]

*****************

[1] ملاحم ابن طاووس ص 71 و 141 . عقد الدرر ص 169.

[2] بحا رالانوار ج 52 ص 0304

[3] ملاحم ابن طاووس ص 152.

[4] همان.

[5] الشيعة و الرجعة ج 1ص 167.

[6] سوره بقره 261.

[7] ملاحم ابن طاووس ص 125.

[8] ارشاد مفيد ص 363 بحار الانوار ج 52 ص 337 وافى ج 2ص 0113

[9] غيبة نعمانى ص 317 خصال صدوق ج 2 ص 541.

[10] خصال صدوق ص 507.

+ نوشته شده در   شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391;ساعت  1:9;  توسط  مریم;  | 

 چکيده

اخلاق مهدوي با تفقه در آيات قرآن و استفاده از روايات اهل‌بيت، «دنياداري» و نه «دنياگرايي» را به عنوان ارزشي مثبت به نظام اخلاقي وارد مي‌کند و اين تغيير باعث تحولاتي در ضريب اهميت بعضي از ارزش‌ها و ضد ارزش‌ها و پاره‌اي تحولات در تعاريف و نسبت‌هاي ميان ارزش‌هاي اخلاقي و تغيير نگرش نسبت به برخي از مصاديق آنها است.

حقيقت دنيا جريان رحمت و حيات الاهي و سراسر جهان آيات و نشانه‌هاي اوست؛ پس نه‌ بايد فريفتة آن شد و نه از آن ترسيد. کسي که با شهامت و وارستگي به دنيا رو مي‌آورد، در حقيقت از ظاهر فريبندة حيات دنيا گذشته و در حيات طيبه به سر مي‌برد.

تحول حيات دنيا به حيات طيبه در بعد شخصي، موجب روي‌آوري به دنيا و تلاش و جهاد براي آبادي دنيا و برخورداري از نعمت‌هاي الاهي است. از سوي ديگر در بعد اجتماعي جهاد با مستکبران جنبه‌اي از فضيلت بزرگ در اخلاق مهدوي است که موجب تحول حيات دنيا به حيات طيبه در حوزة عمومي مي‌شود و اين تحول، ماهيت ظهور ولي‌عصر عجل‌الله‌تعالي‌فرجه‌شريف است.


كليد واژه ها:حقيقت حيات دنيا، ظاهر حيات دنيا، حيات طيبه، دنياداري، وارستگي، شهامت، مجاهده.

ادامه مطلب:

ادامه مطلب...
+ نوشته شده در   جمعه هشتم اردیبهشت 1391;ساعت  23:43;  توسط  مریم;  | 

خوب می دانید که فعلاً در حالی هستیم که دشمنان دین، درون خود را مالامال از کینه نسبت به ما ساخته اند و از هر راهی که توانسته اند برای نابودی ما قدم برداشته اند.

آنها برای این کار، آراء و نظریات و نقشه های خویش را مهیا ساخته، افکار و دل های خود را از خواب غفلت باز داشته اند.

اما مسلمانان همچنان غافل مانده اند گویی به شدت در دریای نادانی و جهالت خود دست و پا می زنند و دشمنان را، بر ضد خویش یاری می کنند. چه این که ملت های خویش را پراکنده ساخته اند، با تَحَزُب، دسته بندی و تعصب، پرچم وحدت خود را پاره پاره کرده اند. اتفاق را از دست داده و به حزب های گوناگون تقسیم شده اند. بعضی برخی دیگر را گمراه می شمارند و بعضی دیگر از آن دیگری بیزاری می جوید، بدین گونه است که گرگان، ما را شکار کرده اند و سگان در ما طمع ورزیده اند.

و این را نیز می دانید که منشاء و علت این اختلافات در میان جمعیت مسلمانان، اختلاف در اصل امامت و رهبری و خلافت و وصایت و جانشینی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است. این اختلاف باعث شده که دشمنان در مسلمانان طمع کرده و با استفاده از حربه های مختلف بین مسلمانان تفرقه افکنند و بین آنها عداوت و جنگ و خونریزی راه انداخته و به نفع خود بهره برداری کرده و بر مسلمانان حکومت کنند. حال بر آن شدیم تا در مورد امامت این اصل اساسی که یکی از ضروریات دین می باشد و شک و تردید و انکار نسبت به آن موجب انکار و کفر در اصل دین است چندی گفتگو کنیم. از آنجا که بر حقانیت و حقیقت کلام خدا قرآن و رسول بر حقش محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم هیچ شک و خللی وارد نیست؛ و تمام مسلمین بلکه ادیان الهی بر آن اتفاق نظر دارند، صحبت را با استدلال بر کلام خدا و رسولش آغاز می کنیم.


ادامه مطلب:


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در   یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391;ساعت  18:22;  توسط  مریم;  | 

ايام شهادت بي بي دو عالم ، ام ابيها ، حضرت فاطمه زهرا (س) را به محضر حضرت آقا امام زمان (عج) و شما عزيزان و بر تمامي شيعيان و دلسوختگان آن حضرت تسليت عرض ميكنم .




سرفصل کتاب آفرینش زهراست

روح ادب وکمال و بینش زهراست

روزی که گشایند در باغ بهشت

مسئول گزینش و پذیرش زهراست




+ نوشته شده در   جمعه یازدهم فروردین 1391;ساعت  15:19;  توسط  مریم;  | 

سخن آن حضرت در توصيف خداوند
موجودات را خلق نمود بدون آنكه از ماده‏اى موجود شود، و آنان را بدون هيچ مشابهى پديد آورد، با قدرتش آنها را خلق و با مشيتّش ايجاد نمود، بدون آنكه در ايجاد آن و پديد آوردنشان نيازى داشته، و در تصويرگرى آنها فائده‏اى برايش وجود داشته باشد، جز تثبيت حكمتش و آگاهى بر طاعتش و اظهار قدرت خود، و شناسائى راه عبوديّت، و گرامى‏داشت دعوتش.

سخن آن حضرت در توصيف قرآن
با قرآن حجتّهاى فروزان الهى، و واجبات تفسير شده، و محرّمات برحذر گردانده شده، و براهين روشن، و دلائل كافى، و فضائل ارزشمند، و مجوزات بخشيده شده، و قوانين نوشته شده روشن مى‏شود.

قولها عليهاالسلام في وصف القرآن
اِسْتَخْلَفَ عَلَيْكُمْ كِتابَ اللَّهِ النَّاطِقَ، وَ الْقُرْانَ الصَّادِقَ، وَ النُّورَ السَّاطِعَ، وَ الضِّياءَ اللاَّمِعَ، بَيِّنَةً بَصائِرُهُ، مُنْكَشِفَةً سَرائِرُهُ، مُنْجَلِيَةً ظَواهِرُهُ، مُغْتَبَطَةً بِهِ اَشْياعُهُ، قائِداً اِلَى الرِّضْوانِ اَتْباعَهُ، مُوَدٍّ اِلَى النَّجاةِ اسْتِماعُهُ.
قولها عليهاالسلام في وصف القرآن
اُمُورُهُ ظاهِرَةٌ، وَ اَحْكامُهُ زاهِرَةٌ، وَ اَعْلامُهُ باهِرَةٌ، وَ زَواجِرُهُ لائِحَةٌ، وَ اَوامِرُهُ واضِحَةٌ. قولها عليهاالسلام في وصف أبيه صلى اللَّه عليه و آله
اِبْتَعَثَهُ اللَّهُ اِتْماماً لِاَمْرِهِ، وَ عَزيمَةً عَلي اِمْضاءِ حُكْمِهِ، وَ اِنْفاذاً لِمَقاديرِ رَحْمَتِهِ.


سخن آن حضرت در توصيف قرآن
نزد شما كتاب گوياى خدا، و قرآن راستگو، و نور فروزان، و پرتو درخشنده را بر جاى نهاد، كه براهينش روشن و رازهايش آشكار، و ظواهرش نمايان، پيروانش مورد غبطه بوده، و آنان را بسوى بهشت رهنمون و شنيدن آن راه نجات است.

سخن آن حضرت در توصيف قرآن
امور آن نمايان، و احكامش شكوفا، و نشانه‏هايش روشن، و محرمّاتش آشكار، و اوامرش هويدا است.
سخن آن حضرت در توصيف پدرش
خداوند پيامبر را براى پايان بخشيدن فرمانش، و به پايان رسانيدن احكامش، و تثبيت رحمت بيكرانش مبعوث كرد.

قولها عليهاالسلام في وصف أبيه صلى اللَّه عليه و آله
بَلَّغَ الرِّسالَةَ صادِعاً بِالنَّذارَةِ، مائِلاً عَنْ مَدْرَجَةِ الْمُشْرِكينَ، ضارِباً ثَبَجَهُمْ، اخِذاً بِاَكْظامِهِمْ، داعِياً اِلى سَبيلِ رَبِّهِ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ، يَجُفُّ الْاَصْنامَ، وَ يَنْكُثُ الْهامَّ.
قولها عليهاالسلام في فضل أبيه و بعله عليهماالسلام
اَبَوا هذِهِ الْاُمَّةِ مُحَمَّدٌ وَ عَلِيٌّ، يُقيمانِ اِوَدَهُمْ، وَ يُنْقِذانِهِمْ مِنَ الْعَذابِ الْاَليمِ اِنْ اَطاعُو هُما، وَ يُبيحانِهِمُ النَّعيمَ الدَّائِمَ اِنْ وافَقُو هُما. قولها عليهاالسلام في فضل أبيه و بعله عليهاالسلام
اَرْضي اَبَوَىْ دينِكِ، مُحَمَّداً وَ عَلِيّاً، بِسَخَطِ اَبَوَىْ نَسَبِكِ، وَ لا تَرْضى اَبَوَىْ نَسَبِكِ بِسَخَطِ اَبَوَىْ دينِكِ، فَاِنَّ


ادامه مطلب:


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در   جمعه یازدهم فروردین 1391;ساعت  15:14;  توسط  مریم;  |